به چشمهای آسمان نمی توان دروغ گفت
نـگـو نمـی کند دلـت غـروب هـا هـوای من
« حمیدرضا میرزایی »
تقدیم به دوست هنرمند و شاعرم حمیدرضا میرزایی
من از خودم دلم گرفته...
به سر که می زند غروب ها هوای تو
دلم دوباره تنگ می شود برای تو
شبیه یک غریبه کوچه های شهر را
می آمدم دوباره کاش پا به پای تو
دلم به هیچ دلخوش است ، دلخوشم به هیچ
همیشه دلخوشی به کام لحظه های تو
اگر چه منزوی شدم در این زمانه ، باز
نبینم آه ! هیچوقت انزوای تو
من از خودم دلم گرفته است، از تو نه !
که خود خطی موازی ام به انحنای تو
من و تو هر دو اتفاق آفرینشیم
که سرنوشت من گره نخورده پای تو
تبر بگیر و تکه تکه کن مرا اگر...
... که بوده ام بُتی به کسوت خدای تو
***
دلت به کاش و کاشکی نمی کشد اگر !
دلم گرفته سالها فقط برای تو

