تا باغ مینیاتوری ...
می خواست با فرا غزل خویش خو کند
تا بلکه سبک تازه ای از عشق رو کند
می خواست با جسارت تُرد زنانه اش
با اشتیاق ،میخ در آهن فرو کند
می خواست کودکانه نخی توی هر غزل
با بادبادک اش بدود های و هو کند
می خواست مرد قصه ی نا خوانده اش شوم
با قهرمان قصه کمی گفتگو کند
تا باغ مینیاتوری قصه هاش را
تنها برای مردِ غزل آرزو کند
می خواستم فرای غزل ، قلب خویش را
با قلب گرُ گرفته ی من روبرو کند
می خواستم به لهجه ی سبز شمالی اش
همواره یک فرا غزل تازه رو کند
م.ائلیاز ــ دی ماه ۸۶
+ نوشته شده توسط م.ائلیاز ... M.Elyaz در پنجشنبه دوم آبان 1387 و ساعت
15:40 |
